با سلام
همزمان با سال جدید وبلاگ شهدای شهر سورک به پایگاه جامع اطلاع رسانی شهدای شهر سورک به آدرس زیر ارتقا یافت.
با سلام
همزمان با سال جدید وبلاگ شهدای شهر سورک به پایگاه جامع اطلاع رسانی شهدای شهر سورک به آدرس زیر ارتقا یافت.
نباید بر سر آرمانهای شهدا با کسی معامله کنیم
امام جمعه میاندرود گفت: استمرار راه و هدف شهدا یکی از وظایف ما بوده و بر همگان واجب است.
حجت الاسلام سید مجتبی رسولی جویباری شامگاه پنج شنبه در بیست و پنجمین یادواره سرداران و 36 شهید شهر سورک با بیان اینکه استقلال و قدرت امروز کشور را مدیون شهدا هستیم افزود: آرمان شهدا همان اهداف نظام و انقلاب اسلامی بوده و تکلیف ما بعد از شهدا عدم سازش با استکبار جهانی است.
رسولی ادامه داد: ما از جنگ واهمه نداشتیم و در برابر دشمنان ایستادیم و از انقلاب اسلامی دفاع کردیم و امروز نیز تا زمانی که به خدا و ولایت فقیه توکل داشته باشیم هرگز نخواهیم ترسید.
وی افزود: بعد از جنگ همرزمان و یادگاران شهدا سلاح همسنگرانشان را در دست گرفتند و در مقابل امریکا و اسراییل ایستادند و کشور ما را در رده برترین کشورها در میادین مختلف قرار دادند.
امام جمعه میاندرود عنوان کرد: ملت ما هر روز در تداوم راه شهدا و برای اعتلای مملکت و انقلاب ، شهدای زیادی را تقدیم می کند که انفجار اخیر زاغه مهمات و شهادت فرزندان این کشور از جمله آنها است.
رسولی، جانبازان و آزادگان و یادگاران جنگ را شهدای زنده دانست و گفت: استمرار راه و هدف شهدا یکی از وظایف ما است و بر سر این آرمان نباید با کسی معامله کنیم و برای دستیابی به پست و مقام از خون شهدا نگذریم.
وی تاکید کرد: باید دولت و قوای سه گانه جهت رسیدگی به بازماندگان شهدا ، جانباران و ایثارگران تدابیر لازم برای تشکیل وزارت شهدا بیاندیشند.
رسولی، تفکر شهید را بسیار عمیق برشمرد و اظهار داشت: برای انتقال این ارزش ها باید دانشگاهی ایجاد شود تا متون شهادت و تفکر بسیجی در آن عرضه شود.
وی گفت: شهدا برترین موجودات عالم هستی هستند که با بذل جان خود در راه خداوند به قرب الهی رسیدند و این جایگاه برتر به دلیل بریدن آنها از دنیا بود.
امام جمعه میاندورد با اشاره به اوهامی که در مورد حیات برزخی شهدا مطرح است گفت: شهدا در درجات عالی قرب الهی قرار دارند و حیات آنها منحصر به فرد است .
وی اضافه کرد: شهدا برای بازماندگان و هم برای برزخیان منشا اثر هستند و در واقع حیات شهدا حیات حقیقی است.
سخنران این یادواره دکتر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بود که به دلیل فوت ناگهانی فرزندش در هفته قبل نتوانست در این مراسم حضور یابد.
حضور مردم ضامن اقتدار ایران در میادین جهانی است

نماینده مردم ساری و میاندرود در مجلس شورای اسلامی گفت: حضور مردم در صحنه های مختلف ضامن اقتدار ایران در میادین جهانی است.
علی اصغر یوسف نژاد شامگاه پنج شنبه در بیست و پنجمین یادواره سرداران و 36 شهید سورک با بیان اینکه حضور مردم در صحنه های مختلف، ضامن اقتدار ایران در میادین جهانی است افزود: به پشتوانه همین حضورعظیم مردم بوده که مسئولان نظام اسلامی در اقصی نقاط دنیا در برابر استکبار جهانی می ایستند و از حقوق ملت ایران دفاع می کنند.
وی با اشاره به عظمت شهدای جنگ تحمیلی گفت: برگزاری یادواره های شهدا می تواند بخشی از عظمت شهدا را به تصویر بکشد.
یوسف نژاد تاکید کرد: پیام شهدا دفاع از اسلام و ولایت و دفاع از ارزشهای دینی و مذهبی بود و امروز تکلیف ما در قبال آن همه فداکاری و گذشت این بوده که با تمام وجود ادامه دهنده راه شهدا باشیم و این نوعی شکرگزاری از خداوند است.
وی، رسالت دیگر یادگاران دفاع مقدس را انتقال ارزشهای دوران جنگ، فرهنگ جهاد و شهادت و ایثار به نسل بعد عنوان کرد و افزود: امیدواریم این یادواره ها و گردهمایی ها منشا خیر باشد و انقلاب ما با دست با کفایت رهبر معظم انقلاب به صاحب اصلی آن یعنی امام زمان (عج) برسد.

26 آبان ماه سال جاری بیست و پنجمین یادواره سرداران و 36 شهید شهر سورک برگزار می شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا: به ریسمان خدا چنگ بزنید و پراکنده نشوید.بت درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و شهیدان گلگون کفن از امام حسین تا به امام خمینی و سلام بر حسین بن علی(ع)و رهروان او. نیروهای اسلام به رهبری رهبر کبیر قائد عظیم الشأن امام خمینی این سرزمین قهرمان پرور اسلامی ایران، بالاخص دنیای اسلام را از چنگال جنایتکاران شرق و غرب آزاد می نمایند ای ملت شهید پرور ایران شما گول این منافقین شیطان صفت و ننگ آور دنیا که به لوای اسلام دم می زنند و سیمایشان دو چهره است نخورید. پدر و مادر و دوستان و برادران و خواهران عزیزم شما هم راه این شهیدان گلگون کفن اسلامی را ادامه دهید. ما آنچنان به صدام و صدامیان و به ابرقدرتهای شرق و غرب درس یاد می دهیم که دنیا بفهمد اسلام این است. ما خونمان را مرکب درست می کنیم و سر نیزه و تفنگمان را قلم می سازیم و دفترمان را سینه دشمنان اسلام است، با قلم فرو می کنیم. باری برادر جان، ما در حمله هشت روز بودیم که حتی به سر مرز رسیدیم و ما را روز 9/1/61 به عقب آوردند و حالم الحمدلله خیلی خوب است و برای من هیچ ناراحت نباشید و از بابت مرخصی معلوم نیست که ما را کجا ببرند و مرخصی بییم یا نیایم. منتظر نباشید و ناراحت من هم نباشید. خدا با ماست زیاده زحمت نمی دهم و وقت عزیز شما را نمی گیرم. من در همین جا با شما خداحافظی می کنم. خداحافظ شما به امید دیدار. والسلام علی من التبع الهدیپیروز باد انقلاب اسلامی ایران و دنیای اسلام و نابود باد دشمنان اسلام.
رضا ولی زاده
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلوه والسلام علی رسول الله و علی اهل بیته المعصومین الطاهرین(ع)
با سلام و درود به امام خمینی بت شکن زمانه و همه مراجع عظام و علمای اعلام روحانیت محترم و اصیل خط امام، و سلام بر تمامی شهدای راه خدا و اسرا و مفقودین و خانواده های معظم آنها، و سلام بر امت حزب الله و همیشه در صحنه جهان مخصوصا روستای سورک.اینجانب محمد باقر دلدار سورکی با اعتقاد به یگانگی خداوند متعال و پیامبری پیامبرانش بخصوص پیامبر اکرم(ص)محمد بن عبدالله و ائمه اطهار علیهم السلام و قرآن کریم معجزه بزرگ الهی این کتاب رهایی بخش و انسان ساز با آگاهی و شناخت به جبهه آمده ام تا بتوانم به خواست و قوه الهی با دشمنان جهانی دین خدا که در پشت نیروهای مضمحل کفر صدامی با ما پنهانی می جنگند به همراه رزمندگان قرار دهد و سعادت دو جهان را نصیبم و خانواده ام بگرداند انشاءالله.آنچه مسلم است اینکه خداوند همه ما انسانها را برای امتحان و آزمایش آفریده و همه امکانات زندگی کردن را در اختیار ما عنایت فرمود تا اینکه ما به حرفهای رسولان او پیامبر(ص)و ائمه اطهار(ع)که معلمان ما می باشند گوش کنیم و نیز قرآن مجید را بخوانیم و به قرآن عمل نماییم تا وقتی که سرانجام از کلاس این دنیا به عالم دیگر که جهانی ابدی می باشد می رویم با قبولی و موفقیت باشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الذین هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله( قرآن کریم )سپاس بیکران بدرگاه ایزد منان که به ما هستی بخشید و با ارسال پیامبران ما را هدایت نمود.
سلام بر انبیای الهی بخصوص حضرت محمد ابن عبدالله(ع)و اهل بیت آن حضرت که همگی در راه احیای احکام الهی و دفاع از قرآن بدست دشمنان دین خدا به شهادت رسیدند به جز آخرین آنها حضرت صاحب الزمان(عج)ولیعصر که بنا به مصلحت الهی در غیبت می باشدو انشاء الله با قیام خویش حق مظلومین تاریخ را از ستمگران خواهد گرفت و عدالت را در روی ارض حاکم خواهد ساخت. سلام و درود بر امام امت و نائب بر حق صاحب الزمان(عج)و همچنین سلام بر شهدا و خانواده های آنها و اسرا و مجروحین و معلولین و سلام به امت مسلمان و همیشه در صحنه و سر افراز و قهرمان بخصوص شما عزیزان مهیا برای دفاع از اسلام و نظام جمهوری نوپای ایران در این روستا. اینجانب عبد الله شریفی فرزند علی اکبر به حکم قرآن و تأکید حضرت امام امت با کمال افتخار و اختیار جهت دفاع از اسلام عزیز و شرف و آزادگی صرفاً جهت رضای خدا انشاء الله برای مبارزه با دشمن اسلام یعنی رژیم حزب بعث کافر عازم میدان نبرد گردیدم و امیدوارم که خداوند عمل این حقیر را خالص گردانیده و صرفا در راه خویش آن را قلمداد فرماید، و اگر در این راه به سلامت برگشتم در مقابل اسلام عزیز و جوانهای بیدار و آگاه و نسل آینده سر شکسته نبوده و به تکلیف خویش که امام عزیز می فرماید از اهم واجبات است و یا از فروغ دین مهمتر است عمل نموده و اگر به فیض عظمای شهادت البته اگر خدا قبول کند نائل شدیم زهی سعادت بزرگ می باشد و هیچ باکی از کشته شدن در راه خدا نیست که این طریق انبیاء و اولیاء الهی بوده است.
بنام جهان آفرین بخشاینده مهربان
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوالصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
قسم به عصر بدرستیکه انسان در زیانکاریست مگر آنهائیکه ایمان آورده اند و کارهای شایسته ای کردند وصیت نمودند براستی حق، وصیت نمودند به شکیبایی.
سپاس و ستایش خدایی را که تمام هستی ما از اوست و جز ذات مقدس همه چیز در این جهان فناپذیر و بی دوام است.زندگی هر انسانی در این کالبد و در این جهان زمانی به پایان می رسد و تجلی و دوام او در جهان ابدیت و در شرایطی که خود در زندگی قبلی تدارک دیده صورت می گیرد.
بشر با وجود تضاد فراوان مادی و معنوی ملزم به نگهداشت و رعایت قوانین حقه جهان هستی می باشد و اگر چه این امر ظاهراًٌٌٍ دشوار و خلاف خواسته های نفسانی است ولی با وارستگی از غیر خدا و وابستگی به ایزد منان نه تنها مشکلی نخواهد بود بلکه لذتبخش و آسایش آفرین است، هر ذات پاک و پاک اندیش بقا و سعادت ابدی خود را در حفظ حقانیت این جهان می داند، چراغ هدایت انسانها و با اتمام حجت خالق یکتا با مخلوقاتش آیات روشنی بودند که پیامبران رسالتش را به عهده داشتند.
به نام خداوند مهربان
بیست و سومین یادواره سرداران و 36 شهید شهر سورک در تاریخ 14 آبان ماه در مسجد جامع شهر سورک با حضور مسئولین استانی ، رزمندگان 8 سال دفاع مقدس ، آزادگان و جانبازان و ایثارگران و امت شهید پرور سورک بر گزار می شود.
به نام خداوند مهربان
مراسم خاطره گویی دوران هشت سال دفاع مقدس در ایام اعتکاف توسط یادگار هشت سال جنگ تحمیلی حاج علی نقی اباذری در مسجد جامع شهر سورک برگزار گردید.
ایشان در جمع معتکفین به ایثارگری ها و رشادت های جوانان در جنگ اشاره کرد و افزود شما جوانان باید قدر خود را بدانید و فکر نکنید از آنهایی که رفتند و جنگیدند و شهید شدند چیزی کمتر دارید. در ادامه ایشان به تشریح عملیات کربلای ۴ که در حدود ۵۰ نفر از رزمندگان شهر سورک حضور داشتند پرداخت.
برای دیدن عکس های بیشتر روی عکس زیر کلیک کنید.
عکس هایی هم از حاشیه برگزاری مراسم معنوی اعتکاف در مسجد جامع شهر سورک
برای دیدن عکس های بیشتر روی عکس بالا کلیک کنید.
به نام خداوند مهربان
پوستر زیر طرحی از نماد مزار شهدای شهر سورک است که با این جمله زیبای امام خمینی (ره ) طراحی شده است.و برای بگراند ویندوز به شما پیشنهاد می شود. برای دریافت تصویر به اندازه واقعی روی تصویر کلیک کنید.در ضمن از همه دوستانی که در این زمینه فعالیت می کنند دعوت می شود تا طرح های خود را با موضوع شهدا و دفاع مقدس و مخصوصا شهدای شهر سورک برای نمایش در وبلاگ و استفاده دیگران برایمان به این ادرس ارسال نمایند. pelake_77@yahoo.com
به نام خداوند مهربان
با سلام
امروز عکس های مراسم شهدای شهر سورک رو براتون می زارم.
برای دیدن کلیه تصاویر عکس زیر و یا اینجا را کلیک کنید.
از سمت راست نفر اول سردار باقرزاده/سرهنگ اباذری/سرهنگ محمدزاده
به نام خداوند مهربان
وبلاگ ستاد یادواره شهدای شهر سورک در اولین جشنواره ی وبلاگ نویسی استان مازندران از طرف اداره کل فرهنگ و ارشاد استان به عنوان دومین وبلاگ برتر استان مازندران برگزیده شد.امیدواریم در آینده ارتقاء بیش از پیش این وبلاگ در نشر فرهنگ ایثار و شهادت را شاهد باشیم.
به نام خداوند مهربان

چشم های ما این جور وقت ها پر می شود و خالی نمی شود گیرم که حالا فرماندهان ارتششان بگویند صدام مجبورمان میکرد و راست هم بگویند ولی این که چیزی از آن درد مشترک از آن خاطره ی تلخ سالهای پر اضطراب نمی کاهد،یادم هست سالهای قبل با محمد وقتی از کنار حوض حرم رد می شدیم مردی عراقی به سمتمان می امد و با التماسی که از چشمانش می بارید از ما می خواست تا عکسی یادگاری از او بیندازیم چند با خواستم که تلافی آن همه غرور را سر دوربین یاشیکای قدیمیش در بیارم و با همه توانم بکوبمش به زمین و به چشمان درشتش خیره بشم و بگم این رسمش نبود و نیست............. حالا امیدواریم که آن همه کدورتهای جنگ با عراقی ها را همین شعر سعدی که گفت بنی ادم اعضای یکدیگرند کم رنگ کند.امیدواریم ولی چه کنیم که این باور ماست سهمی از این همه درد وعذابی که الان از سر و کول عراقی هابالا می رود از آه و اشک مادران داغ دیده ی ماست.
به نام خداوند مهربان

زمان برگزاری یادواره شهدای شهر سورک ۶ دی ماه سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی
وصیت نامه عمومی کربلای چهار
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند از مومنان جانها و اموالشان را خریداری می کند که در مقابل به آنان بهشت عنایت کند. آنها که در راه خدا پیکار می کنند می کشند و کشته می شوند، و عده ای مسلم بر عهده ی خدا که هم در تورات آمده و هم در انجیل و هم در قرآن. چه کسی از خداوند به عهدش وفادارتر است بنابراین نسبت به این معامله ای که کردید به خویشتن بشارت دهید و این همان فوز عظیم است« سوره توبه قرآن کریم»
شکر به درگاه ایزد منان که به ما نعمت هستی بخشید و با نزول قرآن کریم ما را هدایت کرد و توفیق شرکت جهاد در را خودش یعنی در این دفاع مقدس را به ما عنایت فرمود و سلام و درود بی پایان بر حضرت محمد ابن عبدالله (ص) و ائمه اطهار بخصوص حضرت حسین ابن علی (ع) که راه و رسم زندگی به ما آموختند. سلام بر امام امت این پرچمدار توحید و ابراهیم زمان و سلام و درود بر شهداء معلولین، مجروحین، مفقد الاثرها و اسرای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و خانواده های معظم آنها این چشم وچراغهای انقلاب و سلام بر امت قهرمان این مرز و بوم بالاخص امت شهید پرور روستای سورک که پیوسته با بدرقه عزیزان خویش گرمی خاصی در زمستان به آن بخشیدند و بدین ترتیب شعله منافق سوز و کفر برانداز شعار جنگ جنگ تا پیروزی افزونتر ساختند و با ارسال کمکهای مالی خویش به جبهه، توطئه اقتصادی محتکرین را خنثی نموده و بحق نشان دادند که فرزند محرم و رمضانند. اینجانبان خدمت گذاران کوچک اسلام و شاگردان مکتب ولایت که با راهیان کربلا متشکل در هیئت عاشورا عازم جبهه حق علیه باطل شدیم زیرا شرکت در این دفاع مقدس و جهاد فی سبیل الله را همانند نماز بلکه در شرایط فعلی بنا به فرموده امام امت که همان حکم اسلام است بر خود واجب دانسته و بی توجهی به آن را باعث ذلت و خواری در دنیا و عذاب درناک در آخرت برای خود شمرده و از خداوند بزرگ می خواهیم این اعمال ناچیز ما را به رحمت خویش قبول بفرماید واز خطایا و لغزشهای بزرگ و کوچک ما همان طور که در قرآن وعده داده است در گذرد و آنچه موجب رضایت و خوشنودی اوست برای ما فراهم نماید و ما هم با خدای خویش پیمان بسته ایم و با امام امت تجدید عهد کردیم تا کوتاه کردن دست متجاوز و انهدام حزب بعث کافر عفلقی صدام به پیش خانواده های خویش برنگردیم. مگر در صورت شهید یا زخمی شدن. زیرا دشمن همانند حیوان درنده زخم خورده ای است که پس از مایوس شدن از شکار طمعه و در حال فرار در سر را خود به هر چیز چنگ می اندازد. و از آنجائیکه مرد میدان و رزم و مبارزه نبود تا جوانمردانه بمبهای خویش بر سر مردم بیگناه و اطفال معصوم و مادران داغدیده شهر و روستا ریخته و یا آنها را از راهی دور مورد اصابت موشکها و توپها قرار می دهد و این چه دلی است که ضجه کودکان و مادران و سالخوردگان را ببیند و شکم آبستن دریده شده مادرانی را در زیر آوار مشاهده کند اما بدرد نیاید مگر اینکه این دل از سنگ باشد. این چه دلی است که آثار بی عفتی و شهوت پرستی خوکان کثیف بعثی را بر شکمهای خواهران خرمشهری و بستانی و اجساد زنده به گور شده اشان را ببینند اما به درد نیاید و قیام و حرکت نکند مگر اینکه این دل از سنگ باشد.
کجاست غیرت و جوانمردی و فتوت نوعدوستی که یک خانواده ده نفری دزفولی تکه تکه شوند و انسان فقط به زن و فرزند و دارائی خود بچسبد و آنوقت هم دم از مسلم و مومن بودن بزند. پدران و مادران، برادران و خواهران دفعه قبل که به مرخصی آمده بودیم نه برای استراحت و یا رفع خستگی بود که برای اتمام حجت بود تا یکبار دیگر کفته شود که کاروان حسینی در سینه و شور حسین در سر دارد و بسم ا... پای رادیو، تلویزیون نشستن، شور داشتن و چند نگاه بی توجه به روزنامه و مجله انداختن معرفت به حسین ابن علی (ع) و راه و هدف او در رکاب حسین پیدا نمی شود حال که چند ساعتی به آغاز عملیات نمانده و فرزندان شما می روند تا خط شکن جبهه اسلام باشند در آخرین ساعات حیات فانی خویش و حیات ابدی در جوار قرب الهی. انشاء الله تذکراتی را به عنوان وصیت به خدمتتان اعلام می داریم:
1- همگی را به جهاد مقدس در راه خدا دعوت می نماییم همانطوریکه مولایمان علی (ع) در آخرین ساعات عمرش طبق وصیتی فرمودند ، خدا را در مورد جهاد با اموال جانها و زبانهایتان( مبادا در اولین راه سستی به خرج دهید ) و بر شما باد که پیوندها را محکم کنید و از بذل و بخشش یکدیگر ( مخصوصاًًًًًًًًًًًًًًً در راه جهاد هیچ فرو گذار نکنید )و حال که امام عزیز پرچمدار این نهضت می باشد چه نعمتی بالاتر از این در رکاب این نائب امام زمان(عج)برای اسلام شمشیر زدن. و امروز ما هر نعمتی کسب کردیم به برکت رهبریت قاطع و خردمندانه این بزرگ مرجع عالم اسلام بوده است.
2- از آنجائیکه انقلاب ما یک انقلاب مکتبی نشأت گرفته از اسلام بوده اگر بخواهیم این انقلاب را حفظ
نمائیم باید با توکل به خدا و توسل به قرآن و درس گرفتن از زندگی انبیاء و ائمه شعور و آگاهیهای دینی و سیاسی خویش را بالا برده و با استفاده از مسجد همانند صدر اسلام آن را پایگاهی برای زدودن شیطانهای درونی و بیرونی قرار دهیم.
3- از آنجائیکه انقلاب مکتبی ما روحانیت مبارز و پیرو خط امام پرچمدار این نهضت دانسته و آنها را سربازان واقعی امام زمان قلمداد می نماییم. شیاطین گمان نکنند که حرکت روحانی نمایانی مثل مهدی هاشمی بتواند اعتماد ما را نسبت به این قشر محترم و معظم سلب کند و هر کسی باید بداند در هر مقامی باشد اگر قصد خیانت به نظام جمهوری اسلامی و امام عزیز را داشته باشد خون شهدا گریبانش را خواهد گرفت و او را رسوا خواهد کرد. و حال که شرق و غرب با استفاده از منافقین و عوامل داخلی خویش سعی در تزلزل در ارکان این نظام بحق دارد ما باید بیشتر خود را به ولایت فقیه نزدیک کرده و دولت نیز تا وقتی که در خط ولایت است از هر جهت آنرا پشتیبانی کرده و از کمبودهای موفق و مشکلات که هر انقلابی به همراه دارد نهراسد.
4- به جوانان عزیز بخصوص دانش آموزان سفارش می نمائیم که مواظبت از سلامتی جسمانی و توجه به درس خویش و از نظر اخلاقی و معنوی خود را بسازند و ایمان خود را قوی تر کنند و نه تنها از نظر باطن، بلکه به ظاهر هم توجه کنند و خود را ملبس به لباس و عوامفریبی و فتنه انگیزی ننمایند که استکبار امروزه از این راه وارد می شود.
5- به خواهران سفارش می کنیم که سخت مواظب حجاب خود باشند، هم حجاب ظاهر و هم حجاب باطن و بدانند که اگر قشر خواهران حرکتشان در جامعه خداپسندانه باشد افراد بوالهوس جرأت عرض اندام و مفسده جویی ندارند و باید در زندگیشان حضرت فاطمه سلام الله علیها و حضرت زینب(س)را الگو قرار دهند که هم عفت و آبروی دنیوی و هم سعادت اخروی تأمین خواهد شد.
6- از روحانیت معظم سورک تقاضامندیم که نسبت به جوانان عاشق اسلام و دلسوخته به انقلاب و امام عزیز گرمی بیشتری نشان دهند و از اهالی روستای سورک تقاضامندیم قدر روحانیت محل را بدانند و توجه داشته باشند که روحانیت دلسوزترین قشر نسبت به آنهاست.
7- به عنوان وصیت از امام عزیز تقاضا داریم که در پیشگاه خداوند برای ما شفاعت کند که ما اعتباری نداریم و از خانوادهایمان پدران، مادران، همسران و فرزندانمان می خواهیم که همانند اولاد امام حسین(ع)صبر و استقامت پیشه کنند و در راه دین و تحمل مشکلات نشان دهند و قلوبشان را متوجه خدا کنند و بدانند که اگر بخواهند در دنیا و آخرت سر افراز باشند راه همان راه قرآن است و از این طریق عشق و محبت امام را در دل خویش بگذارند و توطئه ها و شایعات منافقان را خنثی کنند .
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار . آمین یا رب العالمین
والسلام
به تاریخ2/10/65
« به امید زیارت کربلا »
وصیت نامه شهید علی ترابی
بسم الله الرحمن الرحیم
و لاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیاء و لکن لا تشعرون
آنکسی را که در راه خدا کشته شده است مرده مپندارید بلکه او زنده ابدیست ولیکن همه شما این حقیقت را در نخواهید یافت.
مومنان باید در راه خدا با آنان که حیات مادی دنیا را برآخرت ترجیح داده اند جهاد کنند و هر کس در جها د در راه خدا کشته شود یا فاتح گردید زود باشد که او را در بهشت ابدی اجری عظیم دهیم. سوره نساء آیه 74
سلام و درود برشهیدان راه خدا و اسلام و درود بر رهبرکبیرانقلاب امام خمینی و سلام و درود بر رزمندگان اسلام در جنگ تحمیلی که خداوند بزرگ در قرآن مجید فرموده: و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین کله لله
به این عمل می کنند همچنان خداوند به انسانها متعهد و متقی اعلام می کند با مشرکان و کافران مبارزه کنید با طاغوتیان که می خواهند دین و حیثیت ما را از بین ببرند بر آنها بتازید تا از روی زمین فتنه و فساد گرفته شود تا نور خدا در دلهای شما تجلی گردد خداوند یکصد و بیست وچهار هزار پیغمبران با دوازده تن امام برای راهنمایی انسانها فرستاده تا انسانها را از دنیای نجات و راهنمایی کند ولی یک عده مردم مشرک وکافر و نادان و جاهل صحرای کربلا به فرمان یزید بن معاویه برای زر و زیور دنیا برای کشتن امام حسین جمع شدند و این امام حسین عزیز و مظلوم اولاد پیغمبر خدا را با فرزندانش و یارانش را مظلومانه شهیدش کردند و رحم و مروت در دل آنها نبود و حتی خانواده های شهدا را به اسیری بردند بله اینجانب علی ترابی فرزند فرج الله ترابی ساکن روستای سورک در این موقعیت حساس که به قول امام امت زمان سرنوشت ساز است بر این دانسته ام که به ندای امام حسین زمان لبیک گفته و همانند دیگر عزیزان در جبهه ها حضور داشته باشم. خانواده عزیزم حالا که کاروان شهرمان از خون سرخ لاله های پرپر طغیان نموده و گلبرگ سرخ لاله ها در کوچه های محل و شهرم بوی شهادت گرفته اند ماندن را گناه می دانم حالا که رهبرم فریاد( هل من ناصر ینصرنی )باید رفت باید از میان آتش و گلوله گذشت باید برای احیای اسلام عزیز خون داد جان داد و باید شتابان رفت تا از قافله عقب نمانیم زمانیکه کشور در حال جنگ و تجاوز است من این را ننگ می دانم که در پشت جبهه بی تفاوت و ساکت بمانم چون وجدانم چنین اجازه ای نمی دهد به من که تسبیح به دست بگیرم مانند یک عده در گوشه خانه بنشینم و به فکر انقلاب و اسلام نباشم کشورم در تجاوز غارتگران و کافران باشد و هیچ کمکی نکرده باشم به قول پیامبران اسلام(ص) زمانی جنگ باشد و مسلمانی کمکی نکند و حتی فکر جنگ را در سر نپروراند اگر این مسلمانان بمیرند با نصفی و پاره ای از نفاق مرده است ای بی تفاوتان از سخن پیامبر درس بگیرید و به خود آیید پیام من به شما امت شهید پرور است که حتی یک لحظه هم که شده امام عزیزمان را تنها نگذارید و دست از روحانیت مبارز برندارید زیرا همین روحانیت بودند که به ما راه را نشان دادند و به همین منظور است که ابرقدرتهای شیطانی نمی توانند کاری از پیش ببرند.
ای امت قهرمان این جنگ بهترین محک و امتحان برای فداییان از جان گذشته است ما آمدیم به جبهه تا با امام حسین پیمان ببندیم و بگوییم که اگر در آن زمان نبودیم که به یاریت بشتابیم و آنقدر با دشمنان خدا مبارزه خواهیم کرد و در این راه یا کشته می شویم یا پیروز و دشمن را بکشیم در هر حال پیروزیم خدایا تو خود شاهدی و از درون من آگاهی که من از مرگ نمی ترسم در دنیا ترس من از مردن نیست از چگونه مردن است که نکند که آخرین لحظات عمرم را نیز در غفلت و گناه باشم.
برادران حزب الله ام امروز کمکاری در ادارات، بی اعتنایی به فرهنگ اسلامی، بهانه جویی، گرانفروشی و هر عملی که منجر به تضعیف روحیه مردم می شود همه ضربه به انقلاب و ضربه به اسلام می باشد. بنابراین اسلام امروز به از خود گذشتی و فداکاری نیاز دارد پس کوشش کنیم تا خدمت کنیم، برادر، خواهر، مادر، همسر و همه قشرها امروز وحدت را در پیام امام عصر(عج)اعتقاد دارید به پیام او نیز مقید باشید خونهای خود را در پای نهال اسلام بریزید تا اسلام پایدار بماند با فرهنگ اسلامی از دید شهید مطهری آشنا شوید پیام به همسر و مادر عزیزم اینست که برای من اصلا نگران نباشید زیرا جای ناراحتی نیست چونکه من راهم را آگاهانه انتخاب کرده ام و به این راه ایمان کامل دارم چون راهی است که من در آن خوشبختی خود را می بینم. اگر خدا خواست و وقت شهادت من رسید یادتان باشد که در دنیای دیگر شهید به ملاقات شما می آید و از همسرم می خواهم که فرزندانم را طوری تربیت کنند که در جهت انقلاب اسلامی گام بردارند و راهم را ادامه دهند.
و اما پیامی به برادران انجمن اسلامی و گروه مقاومت که راه شهدا را ادامه می دهند آنهایی که می توانند به جبهه بیایند و آنهایی که نمی توانند در پشت جبهه در صحنه باشند به گفته امام مسجد سنگر است سنگرها را حفظ کنید و هیچ گاه مسجد را خالی نگذارید.
از کلیه دوستان و آشنایان و فامیلان می خواهم اگر چه از من رنجشی داشته اند ما را ببخشند و از همه می خواهم که مرا حلالم کنند.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
والسلام 13/3/65
علی ترابی
وصیت نامه شهید محمد علي زارع
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان.
« ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب »
( قرآن کریم آیه 8 – آل عمران )
خدایا هر چه دارم از تو دارم تو را از عمق دل خدمتگزارم
ز جان بهتر متاعی در کفم نیست که آن را هم به راهت می سپارم
با درود و سلام بر منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) و نائب بر حقش امام خمینی بت شکن تاریخ در هم کوبنده ظالمان و با درود و سلام فراوان به رزمندگان اسلام که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند و سلام و درود به شهیدان از صدر اسلام تاکنون. به قول شهید رجایی شهادت کلمه ای است که مخصوص مکتب اسلام. شکر خدای را که توانسته ام در راه مبارزه حق علیه باطل شرکت کنم و آنچه که دارم در طبق اخلاص نهاده تقدیم خدای متعال کنم. و آنچه حسین (ع) و یارانش و تمام رزمندگان صدر اسلام پروانه وار در آن می گشتند من هم آن را باز یابم. یعنی شهادت را در آغوش بگیرم. ما حسین (ع) را ندیدیم اما قدمهایی را که در راه حق و عدالت برداشت و آهنگ قدمهایش را که در راه خدا برای گسترش دین اسلام برداشت را شنیده ایم و از ایثارگران و از جان گذشتگی حسین(ع) در کربلا درس گرفته ایم و آموخته ایم که چگونه در مقابل دشمن استقامت و صبر داشته باشیم و چگونه از دین و میهن خود حفاظت کنیم.
این درسها تا آخرین قطره خون ما در جامعه باقی خواهند ماند ما می رویم تا کربلا را آزاد سازیم و اگر شهید شویم در راه اسلام و قرآن و این افتخار ماست، ما می رویم تا راه خمینی پایدار بماند و می رویم تا مسلمین جهان را زیر ظلم ستمگران نجات دهیم و اما بر ما ننگ است که بنشینیم و نگاه کنیم که این ظالمان به جنایت خود ادامه دهند. ما باید همچون کوهی استوار در مقابل آنها بایستیم و به آنها نشان دهیم که ما قدرت داریم و چونکه ما خدا را داریم و خدا را می شناسیم و قدرت او بیشتر است، و ما می خواهیم از کشور و دین و مردم خود حفاظت کنیم و از رهبر خود یعنی خمینی بت شکن حفاظت کنیم. چون او ما را از گمراهی نجات داده و به راه حق و عدالت کشاند و ما را از زیر چکمه های ظلم استکبار نجات داده و به راه صراط المستقیم آورده است. اینجانب محمدعلی زارع فرزند قربان شهادتین خود را اینچنین اظهار می دارم« اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علی ولی الله » مادر عزیز و مهربانم، اول شیرت را بر من حلال کن، ای مادر خیلی سختیها کشیدی تا مرا بزرگ کردی و شب و روز نخوابیدی تا اینکه بتوانی فرزندی تربیت کنی و تحویل جامعه اسلامی بدهی، مادرم با کدامین زبان و با کدامین قلم از زحمتهای تو تشکر کنم.
ای مادر مهربانم من از تو می خواهم اگر می خواهی برایم گریه کنی به صورت مخفیانه گریه کن زیرا که دشمن از گریه کردن تو خوشحال می شود. من می خواهم دشمنان اسلام را به عزا بنشانی.
مادر سلام تو را به پسر دایی عزیزت شهید نوروزعلی اسدی می رسانم و می گویم که چگونه به دشمنانت نشان دادی که ما آنقدر شهید می دهم تا پیروز شویم و کربلای خونین را از چنگ دشمن بیرون بیاوریم.
ای مادر قامتت را بلند کن و ندای الله اکبر و خمینی رهبر را سر بده و سخن شهیدان راه خداوند را به مردم برسان که همانا سخن شهیدان پیروی از قرآن و خداست.
پدر گرامیم: تو خیلی زحمتها در حق من کشیده ای تا اینکه من بزرگ شدم و چه آرزوها در سر می پروراندی اما آرزوهای تو برآورده نشد با این حال امروز افتخار خواهی کرد که این نتیجه زحمتی است که فدای اسلام می کنی.
چرا که راه را که من رفتم راه عشق و شهادت است و راه خداست. پدرم من فرزند بی ثمری برایت بودم فقط از تو می خواهم به بزرگیت و مقامت مرا عفو کنی. برادران عزیز: من راهی را که رفتم راه حسین بود و هدف کربلا بوده و بس هر چند به هدف خود نرسیدم اما به آرزویم رسیده ام پس شما باید راه مرا ادامه دهید و آن هدف را به انجام رسانید و درس بخوانید. چون این کشور ما احتیاج به افراد باسواد و متفکر دارد و با دشمنان داخلی مبارزه کنید و همیشه در مسجد و در نماز جماعت شرکت کنید و قرآن بخوانید.
به خواهران عزیزم: ای خواهران دلسوزم حجاب را حفظ کنید و به آنهایی که حفظ نمی کنند بیاموزید حجاب کردن زینب گونه را زیرا حجاب تو از خون من بالاتر است و در مقابل بی حجابی مستقیما مبارزه کنید و زینب وار زندگی کنید. خلاصه اینکه خانواده عزیزم، من از خدای بزرگ می خواهم که حتی اگر بدنم در راه اسلام قطعه قطعه شود دوباره زنده شود تا باز هم بتوانم در جنگ با دشمن شرکت کنم تا بدنم دوباره برای اسلام قطعه قطعه شود اگر ما به آیه انا لله و انا الیه راجعون بنگریم که می گوید ما همه از آن خدائیم و بازگشت همه به سوی خداست. آیا بهتر این نیست که عاشقانه در راه خدا کشته شویم آیا شما این راه را بهتر از مردن در بستر نمی دانید. آن هم در حالی که کشور ما در حال جنگ و من از شما می خواهم که رهبر را هیچ وقت تنها نگذارید و در زندگی رهبر را شیوه زندگی خود قرار دهید. به افراد و اعضاء گروه مقاومت و انجمن اسلامی، برادرانم من تا آنجا که بودم آن طور که می بایست در این گروه کار کنم نکرده ام ولی از شما می خواهم با هم باشید و با هم و به کمک هم با دشمنان داخلی مبارزه کند و دنبال راهی نجات دهنده باشید. از بدگوئیهای دیگران نهراسید زیرا آنها نابودی اسلام را می خواهند در جلسات شرکت کنید زیرا که دشمن از شرکت شما در این جلسه ها شکست می خورد. از شما می خواهم که دفاع از اسلام را واجب بدانید و هیچ مانع دفاع از اسلام نمی شود. مردم را به خود جذب کنید با رفتار خوبتان نشان دهید که افراد گروه مقاومت هستید. به ملت شهید پرور این سخن را که از من می شنوید فقط سخن من نیست این سخن تمام شهیدان ماست. شهادت سعادت است و این سعادت لیاقت می خواهد و نصیب هر کس نمی شود. برای پیدا کردن این لیاقت باید ذکر خدا توکل به خدا صبر در راه خدا داشته باشیم. ملت عزیز، من کوچکتر از آن هستم که برایتان سخن به میان آرم.
در صحنه باشید و صحنه را خالی نکنید و در نماز جمعه و جماعت شرکت کنید زیرا که دشمن از مساجد می ترسد و حرف رهبر را بدون چون و چرا قبول نمائید. اگر روی حرف رهبر چرا قرار گیرد شکست خورده ایم چون رهبر کسی است که مزه تلخ همه کارها را چشیده است و یکی از مهمترین و معروفترین شخصیت های انقلاب اسلامی است ما هنوز شخصیت کامل رهبر را نشناختیم، و بروید درباره سرگذشتهای رهبر مطالعه کنید و ببینید بر او چه گذشت و او دارای چه شخصیتی است.
هموطن و هم مکتبم: بدانید که این زمان، زمانی است که هر یک از شما باید برای دنیای دیگران و برای سرای جاویدان بهره برداری کنید، بیایید همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید، همه در زیر پرچم لا اله الا الله و محمد رسول الله که رهبر عزیز ما ( امام خمینی ) برافراشته مجتمع شوید و از تفرقه و گروه گرایی بپرهیزید، بیایید قدر این انقلاب عظیم و بزرگ را بدانید و تداوم آن بکوشید. اینک زمان رکود و سستی و کناره جویی نیست، وقت تلاش و کوشش است، وقت شناساندن اسلام است به تمام محرومان جهان، وقت شناساندن قیام امام حسین (ع) به کلیه دردمندان جهان و وقت صدور انقلاب اسلامی بر سراسر جهان و رهانیدن مستضعفان از بند استکبار جهانی.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
در خاتمه از تمام فامیلان و آشنایان و از همگی آنها حلالیت می طلبم.
وصیت نامه شهید مهدی حیدرزاده
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود و سلام بر اولین پیامبر خداوند حضرت آدم و با درود بر پیامبران خدا و ختم نبوت حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله.
سلام بر اولین امام حضرت علی(ع)و آخرین امام حضرت مهدی صاحب الزمان و چون اجداد و پدرانم دین اسلام و شهادت در راه خدا را انتخاب کردند. قطعا بنده هم، به تبعیت از آنان برترین و بهترین و کاملترین دین خدا را برای رهایی از وابستگی های لذائذ این دنیای مادی انتخاب نمایم و چون هر فرد مسلمان باید از وصیت نامه ای داشته باشد. بنده هم به تبعیت از دین مقدس اسلام و رسول گرامیش دین اسلام را انتخاب می کنم و وصیت نامه ای به شرح ذیل می نویسم. باشد که راه رستگاری و تقوا باشد و چون در دوران کودکی و خردسالی پدرم را از دست دادم و از نعمت پدر محروم بودم اما مادرم آن جگر گوشه قلبم فاطمه گونه کمبودهایم را برایم جبران می کرد و هم برایم پدر بود و هم مادر و هر شب در دل تاریکی شب در آن شبهای سرد و تاریک و جان فرسای زمستان آنگاه که لطف خداوند شامل حالمان بود، و باران نعمت از آسمان فرو می ریخت در آن شبهای زمستان سرد وحشتناک در بستر بیماری بودم و مادرم ناله کنان تا صبح با چشمانی پر از اشک، اشک بی پدری و در به دری بربالینم می نشست و چشم بر چشم نمی گذاشت و از خدا خواست که برایش نگهدارد. مادرم را به عنوان وصی خود انتخاب می کنم و برادر بزرگم بنام عزیز را به عنوان ناظر و اگر خدا خواست که در جبهه های نبرد حق علیه استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای جهنمی و خونخوار نبرد با ضد انقلاب و صدامیان زمانی افتخار شهادت پیدا کردم که این افتخار نصیب هر کسی نمی شود و فقط نصیب دوستان خدا می شود و خداوند شهادت مرا در راه خودش و قطره خون گرم مرا به پیشگاه خود قبول نماید.
وصیت می کنم که اگر جنازه ای از من باقی ماند مادر عزیز و دلبندم مرا در قبرستان عمومی سورک دفن کند. مادر عزیزم به شما وصیت می کنم بعد از مرگم گریه و ناله به خاطر من نکن و اگر هم می خواهی گریه کنی به یاد شهیدان کربلای حسین و شهدای کربلا و به یاد شهیدانی گریه کن که بدن سوخته و نیمه جانشان را در گورهای دسته جمعی می ریزند. به یاد شهیدانی گریه کن که هیچ چیز بعد از شهادت از آنها باقی نمی ماند در خاتمه از خانواده و امت شهید پرور ایران می خواهم که رهرو راه امام عزیزمان باشید و به حرفهای او گوش جان بدهید و پاسدار حرمت خون شهیدان باشید و از مادرم و کسانی که به نحوی از انحاء برگردنم حقی دارند. اگر شهید شدم و بازنگشتم مرا عفو و بخشش کنید و از خداوند منان به خاطر نعمت هایی که به ما داده سپاس گذاری می کنم و تا جان در بدن دارم از امام خمینی این جانشین پیامبر حمایت و پیروی می کنم، و افتخارم این است که یک پیشمرگ خمینی هستم.
والسلام
باتقدیر شایسته ترین احترامات به تو ای مادر عزیز فرزند دلبندت
مهدی حیدرزاده
20 دی 66 هجری شمسیوصیت نامه شهید غلامرضا یاوری
بسم الله الرحمن الرحیم
اول از روی ادب ای گلهای زندگی سلام، دوم از روی محبت از شما دارم من پیام
به نام خدا، به نام خدایی که خورشید را آفریده به نام خدایی که مهتاب را آفریده، به نام خدایی که ستارگان را آفرید و به نام خدایی که انسان را آفرید. انسانی که از بدو تولدش در پرتو وجودش عشق او بود. عشقی که عزیز بود و همیشه در همه لحظه های چه در سختی و چه در خوشی به یاد او بود. البته نه همه انسانها.
با عرض سلام خدمت عزیزان گرامی، سلام گرم و آتشین که از اعماق قلبم سرچشمه گرفته و از کوه و بیایان همچو کوهی استوار دریای خروشان و آفتابی فروزان به سوی شما عزیزان پرواز می کند و بر محفل شما می نشیند پذیرا باشید. پس از عرض سلام سلامتی، سعادت، خوشبختی و موفقیت و پیروزی در زندگی را برای شما آرزو می کنم. در این هنگام که قلم را به دست گرفتم پرنده خیالم به پرواز درآمد و در آسمان احساسات انسانیت شما سیر و سیاحت می کند و به خود می گویم: ای کاش الان در میان شما حضور داشتم و درد دل خود را با زبان خود برای شما بیان می کردم. درد دلی که سرشار از سختیها، رنج فراوان، دوری و فراغت، تنهایی، اسیری، بدبختی در میان ناکسان بودن، آری همه اینها حاکی از این است که خیلی سختی کشیده ام.
نمی گویم که انسان نباید رنج بکشد اما سختی هم اندازه ای دارد. هر انسانی که در این دنیا زندگی می کند آرزویی دارد، آرزوی من این است که به سلامتی خدمت را تمام کرده و به خانه برگردم. و بقیه کارها خودش ردیف می شود. و اما اگر برنگشتم دوست دارم که خانواده ام و دوستان و آشنایان این درخواستهای مرا برآورده کنند اگر می توانند.
1- دوست ندارم بعد از مرگ من عده ای از خون من سوء استفاده کنند. از عزیزان تقاضا دارم که اگر بدی از ما سر زده به بزرگی خود ما را ببخشند و دیگر اینکه حداقل ماهی یکبار هم که شده برای تفریح به مزار ما بیایند و یادی از ما بکنند خوشحال می شویم.
2- هنگامی که مََُُُردم مرا در تابوتی قرار دهید و بر روی من پارچه سیاهی بیندازید تا همه بدانند هر چه سیاهی بود من در این دنیا کشیدم. و دستهای مرا باز بگذارید تا همه بدانند که هیچ از این دنیای فانی نمی برم و چشمهای مرا باز بگذارید تا همه بدانند که هنوز چشم انتظار و آنگاه بر روی من پارچه قرمزی بیفکنید تا همه بدانند با تمام سیاهی باز هم خندان بودم. والسلام – غلامرضا یاوری
وصیت نامه شهید کریم رمضانزاده
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و درود خداوند تبارک و تعالی و درود خداوند پاک بر شهدای راه حق و فضیلت عزیزانی که با نثار خونشان درخت اسلام را آبیاری نمودند و راه زندگی را به ما آموختند. سلام بر پیامبر گرامی(ص) و ائمه اطهار، سلام و درود خدا بر امام زمان(عج) و بر نائب بر حقش خمینی بت شکن، چند کلامی را به عنوان وصیت خدمت شما عرضه می دارم. پدر و مادرم قبل از هر چیز از زحمات بی پایان شما سپاسگزارم. مرا توان جبران محبت های شما نیست. شما کاری کردید که برای همیشه بر من منت دارید. از اعمال زشت من گاه باعث مزاحمت شما در زندگی بود درگذرید و مرا حلال کنید. اگر خداوند فرزند شما را به فیض شهادت نائل گردانید مبادا شیون و ناله تان را زیاد بلند کنید. به جای گریه بر فرزندتان به فرزند پیامبر(ص) یعنی حسین بن علی(ع) که تشنه لب در کربلا شهید شد و بر فرزندان پاکش گریه و ناله کنید. بر مظلومیت سیدالشهدا گریه کنید و در شهادت فرزندتان صبور و شکیبا باشید. خدا را شکر کنید که به شما افتخار شهادت فرزندتان را عنایت کرد. چرا که به فرموده امام عزیز با این توفیق چشم و چراغ این ملت خواهید شد و در روز قیامت پیش پیامبر اکرم(ص) روسفید خواهید بود. پیش فاطمه زهرا(س) روسفید خواهید بود. از دوستانم و فامیلانم نیز حلالیت می طلبم. از برادرانم و خواهرانم حلالیت می طلبم و همگی را سفارش به پیروی از خط امام می کنم.
پیرو امام باشید و جبهه ها را خالی نگذارید با هجوم به جبهه ها کار جنگ را یکسره نمایید و این افتخار را به نام خودتان در تاریخ انقلاب و جنگ ثبت کنید. هرگز امام را تنها نگذارید مبادا چون کوفیان باشید و امام از دست شما شکایت کند. نماز را بخوانید و روزه بگیرید و در اعمال دینی کوشا باشید و همیشه برای رضای خدا کار کنید. برای رزمندگان دلیر و شجاع و برای طولانی شدن عمر امام همیشه دعا نمایید. بیشتر از این وقت شما را نمی گیرم و همه شما را به خدای بزرگ می سپارم. آخرین وصیت، من را در مزار شهدای سورک به خاک بسپارید.
والسلام
به تاریخ 30/6/1365 برادر شما کریم رمضان زاده سورکی
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. آمین.وصیت نامه شهید مهدی بخشی سورکی
بسم الله الرحمن الرحیم
ربنا اننا آمنا فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النارـ ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا والنصرنا علی القوم الکافرین
ای پروردگار ما همانا ما ایمان آورده ایم پس گناهان ما را بیامرز و ما را از عذاب آتش نگهدار.
پروردگارا گناهان ما و زیاده روی ما در کارمان بیامرز و قدمهای ما را استوار فرما و ما را بر قوم کافر یاری فرما پروردگارا من با یاد تو راه قرب را می پویم و خداوندا شیرینی یادت را درکامم بریز و برای سپاسگزاریت به من عشق آتشین عطا کن آن عشقی که در جان یکایک همسنگرانم به وجود آوردی تا قابلیت یافتن بسویت به پرواز درآیند و مرا با همه غمهایم تنهایم گذاشتند هم پیمانانم به شهادت رسیدند و شاهد مقصود را در آغوش کشیدند خداوندا هر که وسعش را می دانی و می بیند و من صبر بر صلابت میدان دیدار می خواهم پدر و مادر خوب و مهربانم اگر روزی لیاقت یافتم و شهادت این فیض الهی دست یافتم در مرگم گریه نکنید زیرا من امانتی از طرف خداوندتان بودم و خوشا بحالتان که امانت خدا را به او تقدیم نمودید، مادر جانم گریه ها را داشته باش برای روزی که انشاءالله در کربلای حسین(ع)در کنار آن مرقد مطهر بنشین و فارغ بال از درد دلهایت بگو بگو از زجرهائیکه بر ما روا داشتن و قلب امام عزیزمان را به درد آوردند بگو که همه شهدای ما مظلومیت ترا ای حسین زهرا زنده کردند بگو از اتحاد نامقدس کفرها و از گروهکهای ضدخدا و از منافقین کوردل که چه ها بر ما روا داشتن و برادرم تو ای که در مکتب امام صادق(ع)درس عشق آموختی لحظه ای درنگ نکن در همه جاها و در همه مکانها ندای مظلومیت شهدای ما را به گوش همه کسانیکه به خاطر زندگی چند روزه پشت پا به همه آرمانهای انقلابمان و شهدایمان زدند برسان. و چون بازماندگان کربلا فریاد زینب(س)گونه بزن و مظلومیت شهدای ما و کربلاهای ما را در گوش کوردلان از خدا بی خبر برسان و فریاد بزن و بگو که روزی جوابگوی همه خونهای به ناحق ریخته این کربلاها خواهید بود. برادرم بگو که شهدای ما آگاهانه با عشق به دین و نوامیس مملکتمان شجاعانه با تمامی کفرهای شرق و غرب به مبارزه برخاستن و یاران با وفای امام عزیزمان خمینی کبیر بودند، بگو که اگر قیام کربلای حسین(ع)یک زمان و یک مکان بود اما عزیزان ما در جبهه های کردستان و خوزستان کربلاها آفریند و اگر شب عاشورای حسین(ع)یک شب بود اما همه شبهای ما شب عاشورا بود. بگو که قطره های خون همه شهدا به هم می آمیزند و روزی تبدیل به سیلابی خواهد شد و پرخروش به پیش می تازد تا ریشه همه فساد را ز عالم برچیند مگر نه این است که مولایمان سالار شهیدان فرمودند خون بر شمشیر پیروز است. اما برادران دینی و خواهران و مادران دینی و همسالان و همکلاسهایم سخنی چند با شما دارم من در طول چند سالی که در جبهه بودم شاهد بزرگترین حماسه ها از طرف فرزندان رشید شما بودم و شاهد نیایشهای شبانه شان در دل شبها صورت را به خاک می سائیدند و با محبوبشان به راز و نیاز می نشستند و خاک از اشک چشمشان تر می شد. آنها از ترس عذاب خدا و آتش جهنم با آن همه پاکیشان گریه می کردند. وقتی که به نماز می ایستادند انسان را به یاد نمازهای مولا علی(ع) می انداختند آیات خدا را در کتاب او با چشمان اشک آلود و صدای لرزان قرائت می کردند.
آیا شماها در شهرها به یاد خدا هستید به یاد آن بزرگمردان رشید اسلام که برای آزادی و حفظ نوامیس شما جان دادند کاری کردید، به خدا روزی فرا خواهد رسید همه شما در مقابل این شهادت قرار می گیرید و از شما می پرسند ما خون دادیم و عزیزترین متاع عمرمان را شما چه کردید؟ چه جواب دارید. این بازارتان و این حجابتان و این معاشرتتان عزیزان مگر امر به معروف و نهی از منکر را فراموش کردید، مگر نه اینست در دنیا غرق شدن از خدا غافل شدن است کمی به خود بیایید و برچهره غمگین مادر و یا پدر یا عروس هجران کشیده و یا یتیمان روی پدر ندیده را بنگرید آیا می توانید بی تفاوت از این همه ایثارگران بگذرید و فقط به فکر دنیایتان باشید. خداوندا همه مسلمین را به خودشان وانگذار که اگر واگذاری هلاک می شویم اما عزیزان امام عزیز و محبوبمان را آن پیر جماران آن کوه استقامت را تنها مگذارید که اگر از این موهبت الهی غافل شوید از این نعمت عظیم به ما منت گذاشت تا در این برهه از زمان این عالم ربانی را به ما برای رهبری هدایت فرمود که ما را از فساد و تباهی برهانید از این ابرمرد تاریخ اسلام قدردان باشید و شکرگزار نعمت خداوند متعال که اگر قدر ناشناس شوید به عذابی دردناک دچار می شوید و در منجلابی گرفتار خواهید شد که رهایی از آن ممکن نیست و پیامی به گروه مقاومت شهرمان شما را به خدا در جامعه تان الگو باشید. شماها در شهرها که هستید محکم و استوار در مقابل فساد بایستید. فقط از خدا بترسید ولی اخلاق حسنه رسول گرامی اسلام(ص)یادتان نرود خوش اخلاق اما سختگیر در مقابل فساد باشید. خدا را برخودتان حاکم بدانید و شما پیروان راستین برای انقلاب باشید تا نسلهای نوجوان با عشق و علاقه در کنار شما درس عشق بیاموزند و یادتان نرود از این پایگاهاست که باید انشاءالله سربازان مهدی(عج)تربیت شوند. خداوند همگی ما را غریق رحمت خویش بفرماید. انشاءالله
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار انشاءالله
در ضمن سفارش می کنم اگر نعش مرا به شهر آوردند مرا در جوار شهید ایرج سورکی آزاد دفن نمایید. انشاءالله عمل کنید.
به تاریخ 20/11/1363 مصادف با 18 ربیع الاول
مهدی بخشی سورکی
وصیت نامه شهید داریوش تیموری
بسم الله الرحمن الرحیم
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند رهم یرزقون
با درود وسلام بر پیامبر پاک خدا حضرت محمد(ص)، و درود و سلام بر مهدی موعود و نایب برحق آن امام خمینی، با سلام و بهترین درودها بر رزمندگان کفر ستیز اسلام 1400 سال پیش را دوباره زنده نمود بار الها ترا به پاکترین بندگانت سوگند می دهم که عزت و افتخار شهادت را نصیب من بگردان و مرا از این دنیای جهنمی نجاتم ده.
پدر و مادر عزیزم مرا ببخشید که نتوانستم در چند مدت کوتاه عمرم که در پیش شما بودم فرزند خوبی باشم و آن زحمتهایی که برایم کشیدید فراموش نمی کنم و تو ای مادر و پدر امیدوارم که در دنیا که همان بهشت جاوید است با هم باشیم، پدر و مادر خودتان بهتر می دانید که من امانتی در پیش شما خداوند رحمان و رحیم برای شما داده و الان زمانی رسیده که این امانت خودتان را در راه اسلام دادید و در پیشگاه خداوند سربلند هستید مادرم در سوگ من اشک نریز و به جای آن شادی کن و اگر می خواهید اشک بریزید به یاد شهدای کربلا بریز پدر و مادر عزیزم تنها خواهشی از شما دارم این است که سنگر نماز جماعت و جمعه و دعای کمیل و توسل و راهپیمایی های اسلامی را حفظ نمایید و تو ای برادر عزیزم بعد از من راه من که امیدوارم راه اصل اسلامی باشد ادامه دهید و در نماز جماعت شرکت نمایید و نگذارید صف نماز جماعت کم باشد و همیشه شرکت نمایید و تو ای خواهرنم حجاب خودتان را حفظ کنید چون که حجاب شما از خون من با ارزشتر است و با کمک حجاب می توانیم پوزه دشمنان اسلام اعم از شرق و غرب و مزدوران آن را به خاک بمالید و حال چند سخنی با امت شهیدپرور و همیشه در صخنه سورک: مردم شهیدپرور و قهرمان شماها ثابت کردید که مثل اهل کوفه نیستید و با فرزندان خودتان که هر روز به جبهه ها اعزام می شدند لبیک گفتید به امام و اسلام. از برادران و خواهران روستایم می خواهم که در راهپیمایی هایی که اعلام می کنند شرکت نمایید و نگذارید فساد در جامعه ما باشد. و در جلوی فساد و منافق محکم بایستید و از همه شما می خواهم که از من بدی دیدید مرا ببخشید و مرا حلال کنید.
والسلام
داریوش تیموری
وصیت نامه طلبه شهید مهدی نظرزاده
بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان امیر المومنین علیا ولی الله الی بقیة الله اعظم اللهم اجعلنی من جندک فان جندک هم الغالبون و الجعلنی من اولیائک فان اولیائک لا خوف علیهم و لا هم یحزنون
سخنم را با یاد الله آغاز کرده و با یاد خدا به پایان خواهم رساند، چرا که الا بذکر الله تطمئن القلوب قلم به دست می گیریم ولی قلبم اجازه نوشتن چند سطر وصیت را نمی دهد چرا که خود را لایق نوشتن این چند سطر نمی بینم و اگر نبود وصیت پیامبر(ص)به امیرالمومنین(ع)ای علی هر که وقت مرگ وصیت خوب و کامل نکند در مروت او نقصانی وجود دارد و به شفاعت نائل نشود و هرگز دست به قلم نمی زدم و این کلمات را بر صفحه کاغذ نمی نوشتم چرا که قلم را یارای نگاشتن سیئه و اعتقادات درونی و روحی ام نمی بینم بار الهی از یک طرف عشق به شهادت برای پایداری اسلام و از طرف دیگر زنده ماندن برای اینکه فردای اسلام شهید نگردد مرا در دغدغه و رنجی برده کاشکی امروز شهید می شدم و دوباره زنده می شدم و بار دیگر به شهادت می رسیدم خدایا احساس می کردم که دردهای روحم را با اذکارت شفا می دادم ولی اکنون که وقت بیداری است متوجه شدم که همه آنها هیچ بود و هیچ گمان نمی کردم که عبادتم مورد قبول درگاهت می باشد ولی هم اکنون می بینم که آنها نه تنها نمی تواند مقبول واقع شود که شاید گناهی برگناهم بیفزاید به دربار خدا فکر می کردم که از گناهانم توبه کردم و حال آنکه باید بر توبه هایم توبه کنم و خاضعانه بگویم که دیگر نمی توانم خودم را به این توبه ها سرگرم کنم شاید دیگر روحم آماده زیارت تو کرده باشم ولی برای این مسئله نیز مشکوکم خدایا دیگر می خواهم دستم را از این منجلاب که برای خود درست کردم بگیری و مرا به راه راست هدایت کنی، خدایا اگر قرار است که مرا در آخرت عذاب کنی طاقت آن را ندارم دوست دارم که در این دنیا بدنهایم پاره پاره و خاکستر گردد و خاکسترآنرا باد به اقصی نقاط برده ولی در آتش خشمت نسوزم.خدایا با تو عهد بستم که تا پایداری دینت از هیچ عملی کوتاهی نکنم و اگر شده این چند قطره خون ناچیز را در راه اعتلای پرچم اسلام برایت فدا کنم البته کار مهمی نیست چرا که صاحب اصلی خودت می باشی. وصیتم به مردم شهید پرور ایران این است که تا آخرین قطره خونشان فرزند زهرا(س)را تنها مگذارید و بعد از فتح کربلا آزادی قدس عزیز و ملتهای تحت ستمی که فریاد یاللمسلم را برآورده اند فراموش نکنید چرا که خداوند در قرآن می فرماید: و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه تا رفع کل فتنه مبارزه ادامه دارد. خدایا دوست دارم که در روز قیامت از سربازان واقعی امام زمان(عج)باشم و در کنار حضرت روح الله باشم و از اینکه در این زمان در زیر فرماندهی خمینی بت شکن می باشم بر خود می بالم ملت مسلمان ایران مبادا وحدت خودتان را از دست بدهید و نافرمانی خدا و رسول گرامی(ص)و ذریه آن حضرت بکنید که خدای ناکرده دچار عذاب الهی می شوید که به این زودیها از عذاب الهی خارج نمی شوید. اما شما ای پدر گرامی من می دانم که زحمات زیادی برایم کشیدی و مرا در سختیها بزرگ کرده ای و امید داشتی روزی بتوانم کاری انجام دهم، ولی پدر جان الان وقت لبیک گفتن است به مظلومیت اباعبدالله در صحرای کربلاست و روزی است که اسلام مخصوصا شیعه مظلوم واقع شده است و باید برای پایداری آن از شما جدا می شدم، لذا از شما می خواهم که برایم دعا کنی و حلالم کنی، و ای مادر گرامیم ای کسیکه در نیمه های شب مرا در دامن پرمحبت نوازش می کردی و آرزو داشتی مرا در لباس دامادی ببینی ولی بدان که حجله گاه دامادیم را در صحرای پرخون خوزستان برگذار کردم، ای مادر عزیز مرا به سبب زحماتی که به شما وارد کردم حلال کن و وصیتی که به شما دارم وصیت اباعبدالله(ع)در موقع وداعش با خانواده خود می باشد، این مصیبتها و سختیها زودگذر و تمام شدنی است ولی پاداش این جانفشانیها و فداکاریها به نعمتهای ابدی و بی پایان خداوندی خواهد رسید.و بر سریر کرامت و بزرگواری تکیه خواهید زد اگر می خواهید در مقام عظمت شما خللی وارد نشود هیچگاه زبان به شکایت نگشایید و آنچه را که از قدر و منزلت شما می کاهد بر زبان نیاورید.وصیتم به برادرانم این است که در شهادتم صبور باشند و راهم را ادامه دهید و جایم را در جبهه ها پر کنید و مبادا اسلحه ام زمین بماند. و به خواهرانم توصیه می کنم که حجابشان که از خون من رنگین تر است حفظ کنند و همچون زینب(س)صبور و پیامرسان خون شهیدان باشید.
وصیتم به دوستانم در حوزه های علمیه این است که خط امام که خط محمد(ص)و آل او است را ادامه دهید و گوش به نغمه های دشمنان اسلام در هر لباس که هستند نکنید و بر تقوا و خلوص خود بیفزائید و سنگر علم را هرگز فراموش نکنید که اگر فقاهت و روحانیت جلودار این امت اسلامی باشید، و ضمنا جبهه ها را در کنار درسهایتان فراموش نکنید. ضمنا پدرم وصی بنده می باشد و مادرم ناظر می باشد. مقداری به عنوان رد مظلمه بدهید تا اگر مسئله ای باشد برطرف شود. مقداری پول دارم برای نماز و روزه سه سال بدهید. ضمنا از شما می خواهم که از تمام فامیلان و آشنایان و دوستان که نسبت به من حق دارند حلالیت طلبید. دیگر عرضی ندارم به جز سلامتی شما و حضرت امام امت و به امید پیروزی نهایی رزمندگان اسلام و فتح قدس عزیز.
والسلام علی من التبع الهدی
بنده حقیر: مهدی نظرزاده
تاریخ28/9/1365/ساعت 5/8 شب جمعهوصیت نامه شهید محمدباقر ملازاده
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و درود خدا برانبیا و امامان معصوم (ع)و سلام و درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی و سلام و درود بر رزمندگان اسلام که در میدان جنگ تحمیلی مبارزه می کنند. خداوند در قرآن مجید به انسانها مومن و مسلمان خطاب میکند« و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین کله لله و لو کره الکافرون »ای مسلمانها با مشرکان و کافران مبارزه کنید تا از روی زمین فتنه و فساد برداشته و خدا می فرماید من به شما بشارت می دهم که در آخرت به مقام عالی خواهید رسید اگر با کافران و مشرکان به جهاد و مقابله بپردازید. جهاد در راه خدا یک راه فی سبیل الله بوده و برای رضای خدا مسلمانها باید کافران و مشرکان جهاد نماییم تا در دین خدا را زنده کنیم همچنانکه حسین بن علی در صحرای کربلا زیر بار ذلت نرفت و قیام نمود و دین خدا را زنده نمود اگر ما کمی فکر کنیم و به قیام امام حسین(ع)ملاحظه نماییم می بینیم که حق از جانب حسین بن علی بود چرا برای اینکه امام حسین محبوب خدا و امام برحق بوده ولی مردم آن روزگار او را نشناختند و در مقابلش مقاومت و ایستادگی کردند تا با نادانی و جهل خودشان او را به شهادت رسانیده اند ما اگر مسلمان واقعی می باشیم پس چرا در این موقعیت از زمان این انقلاب اسلامی که تحت رهبری امام خمینی به وجود آمده از آن استفاده ننموده و بیدار نشویم و با این انقلاب همگام نشویم تا بعدها برایمان پشیمانی و حسرت به وجود بیاید، همچنانکه در قیامت دسته ای حسرت و پشیمان می شوند که چرا ما گوش به رهبران دین و فرمانبرداری از انها نکرده ایم، ولی چه سودی دارد نه پشیمانی اگر می خواهیم خوبان را بشناسیم اول باید فکر کنیم ببینیم از کجا آمده ایم و به کجا خواهیم رفت، اولش چه بوده ایم و آخرش چه خواهیم شد آیا واقعا آیا اینطور است پس می دانیم آخرش مرگ گریبان ما را در هر جا باشیم خواهد گرفت پس چه بهتر که مرگ با سعادت در راه خدا را دنبال نماییم تا شاید خداوند از گناهانمان در گذرد و توبه ما را قبول نماید که ما در مقابل پروردگار کسی نیستیم شاید یک قطره ای از دریا باشیم که این همه جوانان عاشقانه به طرف جنگ وجهاد روانه می شوندد همانطوریکه خدا می فرماید کسی که در راه رضای من قدم بردارد و در راه من کشته شود خونبهایش به عهده من است پس چه بهتر زیرا مرگ در راه رضای خدا برای من از عسل شیرین تر است شما بنگرید ای دوستان و این برادران حقیقی و این جوانان عزیز که در راه انقلاب و اسلام می باشید و در جبهه های نبرد حضور دارید. من قلبا شما را دوست دارم خدا می داند این حرفی را که می زنم از اعماق قلبم می زنم من وقتی در میان شما عزیزان هستم آنقدر خوشحالم که حتی هیچ ناراحتی در وجودم احساس نمی کنم شما جوانان عزیز روشنی این انقلاب می باشید و امام عزیز به وجود شما افتخار می کند همچنانکه فرموده است من دست و بازوی قدرتمند شما را که دست خدا بالای آن است می بوسم و بر این بوسه افتخار می کنم پس شما قدر و منزلت خود را بدانید و توطئه های داخلی و خارجی دشمنان اسلام را باحضور در صحنه خنثی نمایید و شما پیروز هستید چون خدا با شماست و هر که خدا را یاری کند خدا هم او را یاری خواهد کرد ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم من در زندگی خودم دورانی را طی نموده ام ظلم ها و ستمهای رضا شاهی و پسرش را مشاهده نموده ام که داشتند اسلام عزیز ما را نابودی می کشیدند و بچه های ما را منحرف می کردند در همین زمان بود که ابرمرد تاریخ رهبر بیدار دلی چون امام امت و امتی چون شما قیام نمود و ما را از این ظلم و ستم رهایی بخشیده و جانی دیگر در کالبد ما دمیده است. خدای من از اینکه ترا عبادت و پرستش می کنم نه از ترس جهنم و نه وعده بهشت است بلکه ترا سزاوار پرستش می دانم ستایشت می کنم و ما همه بسوی خدا خواهیم رفت اما وعده ای عاشقانه وعده ای ظالمانه و ما راهی را که پیغمبران و امامان ما انتخاب نموده اند همان راه را انتخاب نموده و همانند سرورمان خمینی مان چون حسین بن علی در میادین جنگ به مبارزه خواهیم پرداخت تا جان ناقابلمان را فدای اسلام و قرآن نماییم تا احکام الهی زنده بماند، شما بنگرید حر بن یزید بن ریاحی او اول کسی بود که در راه حسین بن علی شهید شد، و هنوز تاریخ نام او را به نکویی و خوبی می برند، ای انسانهاییکه هنوز بیدار نشده اید و در خواب غفلت می باشید پس بیایید کمی فکر کنید و دست از فساد و فحشا بردارید و به سوی خدایتان رو آورید که انا لله و انا الیه راجعون همه از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت و بعدها نشان خواهد داد که این شهدا برحق بوده اند، و در لوح محفوظ ثبت خواهد شد. من به فرزندانم سفارش می کنم اگر من در راه رضای خدا به شهادت رسیده ام و یا مفقود الاثر شده ام برایم هیچگونه ناراحتی نکنند و مرا با همان لباس بسیجی دفنم نمایید چون این لباس مقدس بوده و برایم افتخاری است که دراین لباس به شهادت برسم و از همسرم می خواهم از اینکه من در راه خدا شهید شده ام افتخار نماید و صبر و مقاومت را پیشه خود نمایید تا خداوند به شما اجر عظیم عطا بفرماید و همچنین از دخترانم فاطمه و لیلا می خواهم که آنها نیز زینب گونه باشند و همانند آن شیر زن کربلا پیام شهدا را به گوش تمامی جهانیان برسانند ای امت حزب الله و شهید پرور در نماز های جمعه و جماعات و دعاهای توسل و کمیل شرکت نمایید. و ازخانواده های محترم شهدا و اسرا و مفقودین در همه حال اصلا جدا نشوید و با آنها رفت و آمد نمایید که آنها با دیدن شما خوشحال گردیده و روحیه ای دیگر می گیرند و نگذارید که خدای نکرده خون این عزیزانمان به هدر رود اگر روزی شما بی تفاوت باشید عذاب الهی بر شما نازل خواهد شد آن موقع دیگر گسی نیست به فریاد شما برسد من از برادران بسیجی و سپاهی که در جبهه ها و همچنن در گروه مقاومت محل می باشند می خواهم که تا پای جان چه در جبهه و چه در پشت جبهه که هستند در خدمت به اسلام و مسلمین کوتاهی نکنند و نگذارند آنهاییکه می خواهند خون شهدای عزیزمان را پایمال کنند به این راهشان ادامه داده و جلوی تمامی دشمنان داخلی و خارجی را با ایستادگی و با توکل بر خدا برگیرند امیدوارم که خداوند همه شما را از صالحان در راه خودش قرار بدهد. انشاءالله. در ضمن من یک وصیت نامه در خانه نوشته ام که از بابت اموال سفارش نموده ام و همان مورد قبول من می باشد و فرزندان من طبق همان وصیت نامه می توانند عمل نمایند. در خاتمه از همه کسانیکه در مراسم تشییع جنازه ام شرکت نموده اند تشکر می کنم و با دعا به جان امام همگی شما را به خدای بزرگ می سپارم.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدارـ مرا در مزار شهدای سورک دفن نمایید.
والسلام محمدباقر ملازاده
31/2/65 برابر با 11 ماه مبارک رمضان
وصیت نامه شهید حسین مکرم
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الذین امنوا و الذین هاجروا و جاهدا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمة الله و الله غفور رحیم
آنانکه به دین اسلام گرویدند و از وطن خود مهاجرت کردند و در راه خدا جهاد کردند آنان امیدوار و منتظر رحمت خداوند باشند که خدا بر آنها بخشاینده و مهربان است.
سوره بقره قرآن مجید ( آیه 217-218 )
از مرگ و کشته شدن در راه خدا هراسی نداریم چون حسین(ع)مولای ماست. این حقیر حسین مکرم فرزند رمضان ساکن روستای سورک با درسی که از خون شهیدان و بیانات رهبر کبیر گرفتم برخود وظیفه دانستم که در جبهه حق علیه باطل شرکت نمایم و دین خود را نسبت به این انقلاب ادا نمایم و خواستم که گامی در راه خدا گرفته باشم این بود که با بیانات رهبر گرامی و با خط سرخ شهیدان سرمشق گرفته و به جبهه حق علیه باطل رهسپار شده ام، امیدوار بودم که با این حرکت گامی بزرگ برای بشر و اهداف خود که به ثمر رساندن اسلام و انقلاب اسلامی است برداشته باشم و از خدای تبارک و تعالی می خواهم که این حقیر را در صف مسلمانان و پیروان واقعی اسلام و ائمه اطهار قرار دهد انشاءالله. ومن آنقدر به جبهه می روم که به درجه رفیع شهادت نائل گردم و این جان ناقابل خود را که امانت جاودانی خداوند است به صاحب اصلی آن باز گردانم و ما باید با این شهادتها و جانبازیها امام امت را یاری کنیم و انقلاب را پشتیبان باشیم و مثل همیشه به جبهه ها هجوم آوریم.
و با کمک های بی دریغمان انقلاب و امام خودم را یاری کنیم و با این کارهایمان به دشمنان اسلام بفهمانیم که هرگز دست از این انقلاب و امام خود نخواهیم کشید و جبهه ها را خالی نخواهیم گذاشت و هراسی از کشته شدن در راه خدا نداریم چون که از حسین(ع)این معلم شهادت درس شهادت آموخته ایم و با این جانبازیهای خودمان دشمنان اسلام را از پای در خواهیم آورد و اسلام را که نهالش با خون پیامبران و ائمه اطهار و یارانش کاشته شده است با خون خودمان این نهال اسلام را آبیاری خواهیم کرد و چنان این درخت را بزرگ خواهیم کرد که سایه این درخت اسلام در جهان گسترده شود و امیدوارم که خداوند همگی ما را یاری دهنده اسلام و ادامه دهندگان واقعی راه شهیدان قرار دهد و امیدوارم که بزرگترین جهاد در راه خدا را انجام داده باشم و اگر این راه شربت شهادت نوشیدم با آغوش باز با این شهادت استقبال می کنم چون که در راه اسلام همچون مولایمان حسین(ع)کشته می شوم. والسلام
ضمنا آن وصیت نامه دسته جمعی شهدای کربلای 4 که برادران در خرمشهر با هم نوشته اند و بردران حاضر امضاء نموده اند و وصیت نامه من هم می باشد و من هم در آن جلسه بودم و امضاء نموده ام
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی روح خدا را نگهدار
والسلام
حسین مکرم به تاریخ 4/10/1366